تیم داری، شوآف نیست!

در راستای آسیب شناسی تیم داری شهرداری ها و حواشی آن

در روزهای گذشته خبری خاص در تله‌تکس خبرگزاری‌ها و نشریات بومی قرار گرفت مبنی بر این‌که شهردار جوان یکی از شهرهای مرکزی استان مازندران، قصد دارد تا مسئولیت تیم­داری یکی از تیم‌های مطرح فوتسال آن شهر را بر عهده بگیرد. و جالب‌تر آن‌که آن شهردار جوان، این صحبت را در دیدار با استاندار هم‌فکر خود بیان نموده و البته تیم­داری را منوط بر خارج شدن آن تیم فوتسال به‌صورت قانونی و کامل از اختیار مالک حقیقی آن انجام خواهد داد!

شهردار جوان در حالی فرصت را مغتنم شمرده که مالک آن باشگاه فوتسال، که یکی از اعضای شورای شهر نیز است ( و البته از منتقدان تیم شهردار فعلی و همراهان تیم قبلی مدیریت شهری نیز محسوب می‌شود) ، به دلیل برخی حواشی، در موضع سکوت به سر می‌برد.

حکایت امارتِ عمارت!

یک سال از پوشیدن ردای باصلابت امارت شهرداری ساری که میراث مدیریت قبلی شهری بوده است، می‌گذرد و شهردار جوان  همواره در جایگاه مدعی‌العموم شهر! از میراث بدهی گذشتگان، اظهار نگرانی می‌کند. این در حالی است که کُل بودجه شهری در طول دوره شهردار قبلی، در طول بیش از ۸ سال به بیش از ده‌ها برابر رسیده بود و البته پروژه‌های عمرانی و شهری خُرد و کلان گوناگونی در دوره شهردار گذشته یا به سرانجام رسیده بود و یا برای شهردار فعلی به ارث گذاشته‌شده است.

چگونه است درحالی‌که هزینه دَخل و خَرج فعالیت‌های شهری، همواره از سوی مدیریت شهری فعلی بیان می‌شود، و تا کوچک‌ترین مطلبی درزمینه دلایل سرعتِ کُند پروژه‌های عمرانی شهر از سوی منتقدان منصف بیان می‌شود، با این بهانه “میراث بدهی از سوی گذشتگان” توجیه می‌شود!

حال آیا تصمیم عجیب آقای شهردار علاقه‌مند به تیم داشتن! منطقی است؟

آن هم در کشورمان که بنا به شهادت و گفته بسیاری از مربیان و مدیران ورزشی تیم­داری، حاصلی جز  افزایش بدهی و خرج‌های عمدتاً بی‌برنامه ندارد!

تیم داری؛ شوکرانی شیرین!

تجربه تیم­داری در سایر شهرهای کشور نیز گواه همین مسئله است. کافی است شما وضعیت تیم‌هایی همچون شهرداری ساوه که چندی پیش از شهرداری آن شهر تا حدود زیادی مستقل شد ( قبل از خصوصی شدن)، و یا شهرداری ارومیه ( که در کش‌وقوس خصوصی شدن و استقلال از شهرداری آن شهر است)، شهرداری تبریز  و یا بسیاری دیگر از تیم‌های لیگ برتری چه در فوتسال و چه در فوتبال و والیبال و… را تحلیل نمایید، سرنوشت این تیم‌ها بعد از سپردن افسار مدیریت آن‌ها به شهرداری‌ها نه‌تنها بهتر و بهینه‌تر نشد بلکه روزبه‌روز و گام‌به‌گام با تلخ‌کامی و نزولی قابل پیش‌بینی دچار شدند. که البته تقریبا در همه دنیا نیز تیم ها به دنبال خصوصی شدن هرچه بیشتر هستند.

آیا بهتر نیست شهرداری به جای دراختیار گرفتن تیم های مطرح، به حمایت و تجهیز اماکن ورزشی، بسترسازی ورزش های همگانی و توسعه زیرساخت های شهری همچون احداث پیست دوچرخه سواری و… و پشتیبانی از تیم های پایه بپردازد؟

 آیا اگر آن تیم خاص، در رده های بالای جدول نبود، آیا بازهم شهرداری این تلاش را برای در اختیار گرفتن آن تیم انجام می داد؟

اما این‌که چرا شهردار جوان و البته استاندار حامی ایشان، به‌جای تلاش برای جذب اعتبارات ملی که سال‌هاست استان پرجمعیت مازندران از آن بی‌بهره است، گرایش ویژه‌ای به اقدامات نمایشی همچون در اختیار گرفتن مدیریت تیم‌های ورزشی نشان می‌دهند، را باید در دیده نشدن و راندن نخبگان و نگاه جریانی و سیاسی به خدمات شهری جست جو کرد.

یکی فرهنگ دیگر نو برآر ای اصل دانایی    /     ببین تو چاره‌ای از نو که الحق سخت بینایی

 

زمانی که بسیاری از کارگران واحدهای تابعه شهرداری، نگران واریز حقوق و دستمزدهای خود هستند و بعضاً چند ماهی هنوز دریافت نکرده‌اند، زمانی که هنوز وضعیت استخدامی بسیاری از نیروهای شرکتی یا روزمزد تعیین تکلیف نشده است، زمانی که هنوز مبالغ برخی از پیمان­کاران پرداخت‌نشده است، هنگامی‌که بسیاری از پروژه‌های عمرانی ( که تقریباً همه آن‌ها در دوره شهردار قبلی تعریف و پیگیری شده‌اند) به اتمام نرسیده و تا رسیدن به مرحله بهره‌برداری فاصله زیاد دارند،

زمانی که احتمالاً با تصویب و اجرایی شدن قانون مالیات بر ارزش‌افزوده و محدود شدن بخشی از درآمد شهرداری‌ها به دلیل تلاش قوه قضائیه درزمینه مبارزه با فساد و اصلاح مفاد مندرج در  کمیسیون ماده ۱۰۰در چاهِ نفت حاکم بر نظام بودجه‌ریزی شهری ممکن است اختلالاتی ایجاد شود، زمانی که هنوز نظام درآمدی شهرداری‌ها تا رسیدن به نقطه ثبات و پایداری فاصله زیاد دارد،

اساساً سخن گفتن از “منطق تیم­داری” آن‌هم از سوی مدیریت شهری بی‌پایه و بیهوده است! این نه حُکم یک رسانه منتقد، بلکه صدای فروخفته بسیاری از ریش‌سفیدها و مدیرانِ عرصه ورزش است.

آزموده را آزمودن خطاست. هنوز تلخی انتقال تیم‌های ورزشی بر کام‌ها مانده است. تصمیم در اختیار گرفتن تیم‌های ورزشی خصوصی از سوی مدیریت‌های شهری، یادآور اتفاقات همان انتقال‌های پُرحرف و حدیث و نتایج ضعیف و قابل پیش‌بینی تیم‌هاست.

تیم‌های مطرح فوتسال یا فوتبال یا والیبال یا کشتی و… هرکدام نیازمند برنامه‌ریزی‌های مدیریتی و تدوین چشم‌انداز و اهدافی هستند که بتواند با نگاهی تخصصی و فارغ از فضاسازی‌ها و هیاهوهای جریانی به آن‌ها نگریسته شود. نباید ضعف مدیریت در یک تیم را دستاویز اقدام و تصمیمات خاص قرار داد.

هر تیم ورزشی و هر موفقیت ورزشی بخشی از هویت اعتباری و غرور شهروندان آن منطقه است. تیم فوتسال آن شهر مرکزی استان، هرچقدر هم در مشکلات مالی دست‌وپا بزند، مدیریت شهری نباید جز پشتیبانی مالی در چارچوب‌های مشخص شهری، صاحب‌اختیار آن شود و تیم‌های ورزشی نباید، کم و کاستی‌های خود را از بودجه شهرداری‌ها بخواهند.