مدیر ارتباطــات یا شیپــــورچی!!

نگارنده : کمیل ستوده – سردبیر و پژوهشگر اجتماعی                                                                                                                                                                 

 

کافیست کارتون پسرشجاع را به یادآورید، در آن سریال علاوه بر نقش‌های مثبت قصه یک “گرگ فریب‌کار” هم بود که به او لقب “شیپورچی” داده‌شده بود. شاید اطلاع‌رسانی‌های غیردقیق و حیله گرانه او که در همه موارد باعث دردسرهای مکرر برای سایرین می‌شد، موجب چنین لقبی برای او شده بود ولی هر چه که بود، نقش و  لفظ “شیپورچی” در خاطرات ماندگار شد.

چنین الفاظی را شاید بتوان معادل بوقچی، پروپاگاندا، تبلیغات و… نیز بدانیم اما واقعیت قضیه این است که اگر بخواهیم فرهنگ ارتباط با مخاطب را چه از سوی یک سازمان عریض و طویل و یا چه از سوی یک شرکت و کارخانه و چه از سوی یک‌نهاد خدماتی بررسی کنیم، چاره‌ای نداریم جز تعریف روابط عمومی؛ مبتنی بر اصل مشاوره و گفتمان سازی‌های اثربخش!

روابط عمومی یا ارتباطات، دیگر یک‌چیز کلیشه‌ای یا واحدی تجملی نیست! و البته نمی‌توان نقش آن را در بهره‌وری‌های سازمانی نادیده گرفت. اما در کشور ما و به‌خصوص در استان مازندران، وضع به‌گونه‌ای دیگر است!

به قول یکی از وزرای فرهنگ و ارشاد سابق: “اگر الزام ساختارهای سازمانی نبود، روابط عمومی در بسیاری از سازمان‌ها حذف می‌شد. … متأسفانه روابط عمومی در برخی از سازمان‌ها به اتاق خبر تبدیل‌شده است تا منافع و بقای مدیر ارشد سازمان را حفظ کند و در برخی دیگر از سازمان‌ها به واحد تبلیغات (تبلیغات غیرحرفه‌ای پرهزینه و کم اثر) تبدیل‌شده تا منافع مدیر روابط عمومی را حفظ نماید”

آنچه واضح است روابط عمومی حرفه‌ای، می‌بایست حافظ منافع مردم و سازمان توأمان باشد و البته منافع مردم را بالاتر از هر اولویتی بداند. و در چنین شرایطی مشتری مداری، می‌بایست راهبرد کلیدی سازمان‌های پیشرو باشد.

در باب مظلومیت شهرداران جوان؛

در شهرهای استان مازندران کافیست به تارنمای شهرهایی همچون آمل، بابل، قائم‌شهر، ساری، نکا و بهشهر و… نگاهی بیندازید یا اساساً به‌روز نشده‌اند یا آن‌قدر کیفیت محتوای سایت‌های خبری و حتی صفحات اینستاگرامی پایین است، که می‌توانید به‌راحتی حتی اشتباهات املایی را در آن‌ها بیابید. بگذریم از این‌که بسیاری از پیام‌های تبلیغاتی و مناسبتی و شعارها، کاملاً کپی‌برداری شده از سایت‌های اینترنتی و… می‌باشند.

از سوی دیگر؛

 نادیده گرفتن اصل تحقیق‌های کاربُردی و نظرسنجی‌های میدانی و پژوهشی،

جدی نگرفتن فرهنگ مطالبه گری شهروندان و تنزل آن صرفاً به گفت‌وگوهای شخصی فلان شهردار با مردم،

نبود راهبُرد مشخص برای جریان سازی‌های رسانه‌ای و

 نبود کارایی لازم برای جلب مشارکت اجتماعی شهروندان،

 نبود سیاستی صحیح برای یکپارچگی میان سازمان‌های زیر نظر شهرداری و

 اشکالات اجرایی در بهره بردن از ظرفیت نخبگان شهری و

 

 بسیاری موارد دیگر که می‌توان برای اثبات وجود هرکدام از آن‌ها مصادیقی بیان کرد، باعث شده تا عملاً روابط عمومی‌ها در مدیریت‌های شهری نتوانند نقشی در افزایش سرمایه اجتماعی شهرداری‌ها در شهرهای مرکزی استان مازندران داشته باشند. و همین امر باعث مظلومیت برخی از شهرداران جوان در شهرهایی همچون ساری، آمل، بابل، نکا و… شده است. شهرداران جوانی که خود حاصل تفکر “جوان‌گرایی” در مدیریت از سوی شهرداران قبلی آن شهرها هستند.

تا جایی که همین چند هفته گذشته یکی از همین روابط عمومی‌ها، که داستانی شبیه همان شیپورچی را داشت، با به تصویر کشیدن تعدادی از بوقچی های همراه با خود باعث اعتراض بسیاری دیگر از هنرمندان و حرفه‌ای‌ها شد!

 

تنزل جایگاه روابط عمومی و ارتباطات؛

 

روابط عمومی‌ها مروج گفت‌وگوهای آزادند. آن‌ها می‌بایست صداقت را پایه اصلی اخلاق و ارتباط خود بدانند. درواقع امروز یک روابط عمومی مطلوب سعی می‌کند با درکی که مبتنی بر شناخت از مخاطب باشد، خود را به مشتریان خود که همان شهروندان هستند، نزدیک و نزدیک‌تر کند.

جایگاه مدیریت شهری که ماهیت آن خدمات‌رسانی است، ایجاب می‌کند که غالب اصلی فضای ارتباطی مدیران شهری، مبتنی بر همین درک باشد. اما ضعف مفرط در مدیریت ارتباطات به‌خصوص در روابط عمومی شهرداری‌های مرکزی استان، باعث شده تا در شرایطی که شهردارهای جوان و مظلوم این شهرها نه‌تنها صدایشان بازتاب صحیح و مناسبی نداشته باشد، بلکه جایگاه روابط عمومی مبدل به “خبرگزاری مدیریت شهری” شده است!!

 

در همین زمینه کافی است به تارنمای سایر کلان‌شهرهای کشور یا جهان نگاهی بیندازید و پویایی خدماتی را و حرکت به سمت‌وسوی روابط عمومی خدمات محور و شهر هوشمند را آشکارا مشاهده نمایید.

 انجام تبادلات مالی ساده با مدیریت شهری،

 شفاف‌سازی مناقصه‌ها و مزایده‌ها شهرداری‌ها،

عضویت شهروندان در باشگاه شهروندی،

 ارائه بلیت امکانات و رفاهیات برای شهروندان،

 پایگاه اطلاع‌رسانی گردشگری شهری

 و… تنها بخشی از فعالیت‌هایی است که در واحدهای مدیریت روابط عمومی کلان‌شهرهای جهان و حتی برخی از کلان‌شهرهای کشور صورت می‌گیرد.

 

از طرف دیگر معضل اساسی شهرداری‌های استان به‌خصوص شهرهایی همچون ساری و بابل و آمل برخوردار نبودن از یک تریبون نوشتاری و پایگاه خبری اختصاصی است و همین عامل سبب شده است که شهرداری‌ها، از بقیه رسانه‌ها برای بازتاب فعالیت‌های خود کمک بخواهند.

 درنتیجه این سیاست نادرست، عملاً جایگاه مطالبه گری رسانه‌ای سایرین، در مُحاق قرارگرفته و رسانه‌ها به‌جای ترویج فرهنگ نقد منصفانه و آگاهی بخشی شهروندی، خود را واحدی از روابط عمومی شهرداری بپندارند!

مطالعه فرمودید که در این میان جایگاه روابط عمومی شهرداری به یک خبرگزاری و جایگاه رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها به روابط عمومی تنزل پیدا کردند!

این اتفاق مذموم اما مسبوب به سابقه، باعث شده تا بسیاری از فرآیندهای عمرانی و پروژه‌های شهری، بدون دخیل شدن نگاه کارشناسانه صاحب‌نظران و دور از چشم منتقدان انجام پذیرد.

 نقدهای منصفانه و ارائه راهکارهای عملیاتی و همچنین بهره بردن از ایده‌ها و پروژه‌های خلاقانه‌ای که در گوشه کتابخانه‌های دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی خاک می‌خوردند، چیزهایی نیست که به‌راحتی بتوان از کنار آن‌ها گذشت.

بگذریم از این‌که در کنار عنوان مدیریت ارتباطات یا روابط عمومی، عنوان “امور بین‌الملل” نیز به چشم می‌خورد که ظاهراً هیچ‌گونه مبنای محتوایی در سیاست‌گذاری‌های مدیریت شهری آن‌هم در مدیریت روابط عمومی به چشم نمی‌خورد.

دیپلماسی شهری در دنیای امروز چیز قابل‌انکاری نیست و هم پای دیپلماسی رسمی یک شهر، استان و کشور می‌تواند باعث ارتباطاتی هدفمند و درآمدزایی پایدار شود. و دراین‌بین نقش روابط عمومی‌ها برجسته است و سؤال اینجاست در شرایطی که استاندار همفکر و همراه با شهردار محترم  شهرهای مرکزی استان، نسبت به ارتباط با سایر شهرهای حاشیه دریای خزر و کشورهای دیگر، اهتمام ویژه‌ای دارند اکنون روابط عمومی شهرهایی همچون ساری، بابل، آمل و… چه اقداماتی برای هم‌راستایی و پشتیبانی مؤثر از شهرداران این شهرها در بسترسازی توسعه و درآمدزایی پایدار انجام داده‌اند؟ می‌توان گفت: تقریباً هیچ!!

آیا وقت آن نرسیده است؛ در نحوه انتخاب مدیران ارتباطات و روابط عمومی، شهرداری‌های شهرهایی همچون ساری، آمل، بابل و… بازنگری صورت پذیرد.

 

باید قدر شهرداران جوان را بدانیم. در همان روابط عمومی افرادی وجود دارند که دارای سوابق بیشتر و حرفه‌ای‌تر از مدیران ارتباطات خود هستند، آیا وقت آن نرسیده است که مدیران شهری جوان، نسبت به‌گزینش افرادی حرفه‌ای و باتجربه و تحلیل‌گر در واحدهای ارتباطات و روابط عمومی خود اقدام نمایند؟ نباید فردی که مدیر ارتباطات یک شهردار است، نقش “شیپورچی” را در زنجیره کارتونی “پسر شجاع” بازی کند!! نبایـــــد! / گروه مدیریت شهری پایگاه تحلیلی خبری تخصصی “شهرنویس”