امپراتوری لبِ آب!

به نام ایزد یکتا

 

نگارنده : کمیل ستوده – سردبیر پایگاه تحلیلی تخصصی شهرنویس

 

ارتباطات نابینا، ناشنوا و لال!!!

فکر می کنم تنها خاصیت واحد ارتباطات فعلی این باشد که چون خودش نمی تواند صدای مخاطب را بشنود و نمی تواند زبانی برای مطالبه گری شهروندان داشته باشد یا حتی چشمی برای دیدن نازیبایی ها عملکردی مدیران شهری باشد، این است که حداقل واحد ارتباطات و امور بین الملل را هم یک معلول جسمی و حرکتی بدانیم! تا در آینده با درک این مسئله، #شهری_مناسب_تر برای همه گروه های شهروندان داشته باشیم. اما گذشته از طنز؛
واقعیت این است، بسیاری از فشارها و اهرم ها در میدان جنگ به ناچار به ضعف ها و ناتوانی هایی برمی گردد که ممکن است خواسته یا ناخواسته به طرف مقابلمان نشان دهیم!
مدیریت شهری، این روزها در حصار بی بدیل مطالبه گری بعد از انتخابات و حرف و حدیث های بسیار زیاد قرار گرفته است. و این مسئله ممکن است تمرکز را از آقای شهردار بگیرد. از همین رو، نقش واحدهایی همچون ارتباطات یا همان روابط عمومی و رسانه، دقیقا در هنگامه بحران ها بیشتر به چشم می آید…

آینه چون چهره تو بنمود کج!!!

متاسفانه در دوسه سال گذشته، روند اثرگذار و مطالبه گری واحد ارتباطات شهرداری ها که می بایست آینه ای باشند تا مدیرانِ شهرداری و علی الخصوص جناب شهردار، بتواند شخصیت و چهره مدیریتی خود را درآن ببیند، بسیار خط و خش گرفته است تا حدی که دیگر بیش از آن که روابط عمومی آینه باشد، صرفا به زرورق سیاه و کدری مبدل شده است که با بزرگنمایی های بی حاصل و مخدوش از عملکرد خود مدیران شهرداری و تعریف و تمجید های پرطمطراق و البته بنگاه وعده پراکنی!، سطحش را صرفا یک سویه کرده است.
به عنوان مثال از واحد ارتباطات ضعیف می توان از واحد ارتباطات و امور بین الملل شهرداری مرکز استان مثال آورد. به نظر می رسد واحدهای ارتباطات (یا همان روابط عمومی سابق) شهرداری ساری و البته بسیاری از دستگاه های اجرایی و سازمان ها نظیر استانداری، به دلیل نقش مخرب برخی از افراد غیرمتخصص در امر رسانه و روابط عمومی و به خصوص نداشتن مدیریتی جنگ جو و حرفه ای برای دفاع از حیثیت شهرداری و عدم نهادینه نمودن منطق مطالبه گری، تبدیل به جاده صاف کن رسانه های جعلی شده است تا حدی که حتی اعتماد شهروندان نیز از این واحد به طور کامل سلب شده است.
کافی است همین عملکرد این روزهای این واحد را در انتخاب شعار برای شهرداری فعلی یا حتی انتخاب شعار عملکردی برای شهرداران قبلی و اشتباهات مکرر در اجرای فعالیت های روابط عمومی در نظر بگیرید که این واحد ارتباطات و امور بین الملل شهرداری را در معرض تمسخر برخی رسانه ها و بنگاه های خبری معاند نظیر بی بی سی نیز قرار داد!!

 

خاطره ای از گذشته…

یادش به نیکی؛ مدت زمان کوتاهی که نگارنده این مطلب سال ها پیش، با شهرداری همکاری داشت، مدیر آن زمان این واحد منطقی در ذهن خود می پرواند که دشمن را به منتقد و منتقد را به همراه تبدیل می کرد. و توجه ویژه به همین اصل تعاملی باعث شده تا شهردار تحول ساز آن زمان شهرداری، سال ها ردای باصلابت شهرداری را بر تن کند و در عین ارتقای جایگاه سازمانی واحد روابط عمومی، این واحد عملا تریبون نقد شهروندان از عملکرد مدیریت شهری نیز شمرده شود. شعار آن زمان واحد روابط عمومی برگرفته از اصول علم ارتباطات و رسانه بود که روابط عمومی را چشم بینا، گوش شنوا و زبان گویای مدیرانِ مسئول و شهروندان مطالبه گر می پنداشت.
در آن مقطع خاص، آن قدر برنامه ریزی و هدایت سیاست های ارتباط با شهروند و کنترل رسانه ها و فعالان مجازی حساب شده و هوشمندانه پیش می رفت که حتی برخی از خود کارکنان واحد روابط عمومی آن زمان نیز حواسشان نبود ضمن آن که در پازل مدیریت روابط عمومی نقش خواسته یا ناخواسته دارند بلکه هر کدام نیز در تیررس کنترلی هوشمندانه از سوی همکاران خود قرار دارند!!

و اما شرایط فعلی…!

اما به محض تغییر مدیریت روابط عمومی، مدیر بعدی آن که از حمایت استاندار ضعیف فعلی نیز به طور غیرمستقیم برخوردار است ( که همین مسئله نیز خود چالشی دیگر است و در جای مناسب به آن خواهیم پرداخت) فعالیت های این واحد نه به صورت یک کل یکپارچه بلکه به صورت دانه های رها شده تسبیح به حال خود رها شد و مدیر فعلی قافیه را به گونه ای دیگر تغییر داد و باعث ضعفی مفرط و اختلال در ارسال پیام از مدییریت شهری به شهروندان شد.
او با این بهانه که چون مدیر قبلی رفتاری کنترلی و جدی با کارکنان داشت!! به جای آن که نقش مسئولیت و رهبری سیاست ها را با تکیه برخردجمعی برعهده بگیرد، تدوین سیاست ها و اجرای آن بر عهده هر کدام از اعضای این واحد مهم گذاشت تا جایی که مسئول روابط عمومی با این بهانه که من کارکنان را به حال خود آزاد گذاشتم!! از زیربار مسئولیت و هدایت و رهبری این واحد به صورتی نرم و غیرمستقیم شانه خالی کرد و می کند. و عملا باعث نابودی سیاسی در روند جریان سازی و بازتاب غیرمنصفانه و غیرحرفه ای عملکرد شهردار به عنوان مافوق خود شده و همچنان می شود!

مدیر ارتباطات ضعیف، شهردار را به خاک فنا می دهد…!

واقعیت این است مدیر واحد ارتباطات باید آن قدر جَنَم مدیریتی و قدرت بالای تحلیل گری داشته باشد که جایگاه روابط عمومی را در حد مشاور مدیریت شهری ارتقا دهد اگر تا به حال چنین بوده که دو شهردار پیشین از مشاوره مدیر ارتباطات بهره مند می شدند، نشان از ضعف تحلیل گری در مشاوره مدیر این واحد است اگر هم مدیر شهری به مشورت با مدیر این واحد تن نمدهد باز هم نشان از ضعف تخصصی مدیر روابط عمومی فعلی است که در امر مشاوره فردی قابل اتکا برای شخص شهردار نیست!
در هر صورت در تخریب این روزهای مدیریت شهری و شخص شهردار، نقش مدیر ارتباطات شهرداری ساری، متاسفانه نقشی مخرب است که ناخودآگاه، گرز و شمشیر را به جنگجویان کوهستان مجازی داده است و هوسانیانگ ها و لینچان ها در حال نابودی امپراتوری لیانگ شام پوی ساری هستند!!

آب که سر بالا رود، قورباغه های مجازی ابوعطا می خوانند!!

در نهایت این اسب زین شده مطالبه گران است که این روزها به صورت پراکنده، هر روز شهرداری را با یک چالشی خودساخته مواجه می کند. اما واقعیت این است آن چه کمر مدیران خدمتگزار و جناب شهردار را خَم کرده است و باعث شده این گونه فشار بی حد و حصر به مجموعه مدیریت شهری از سوی برخی سلبریتی های به اصطلاح مطالبه گر و فعالان غیرمتخصص و کارشناسان جعلی، با نگاه هایی ناکافی و معیوب، روند عملکرد مدیران شهری را دستخوش استهلاک گرداند و به صورت مظلومانه، دشنه مطالبه گری سینه شهردار تازه منتصب شده از سوی قائم مقام شورای شهر ساری (استاندار فعلی) را بخراشد، ضعف مفرط در عملکرد واحد ارتباطات و امور بین الملل شهرداری ساری و سایر شهرهای استان است.

در نهایت…
به نظر می رسد یکی از مهم ترین و خوشایندترین اتفاقات در شرایط فعلی که می تواند تا حدی فضای پرتنش و سرشار از انتقاد را از عملکرد مدیریت شهری تعدیل کند، تغییر و تحول و اصطلاحا خانه تکانی در واحدی است که با تراکم نیروی عجیبی نیز مواجه است!! حدود سه دوجین نیروی مخلوط که عمدتا هیچگونه تحصیلات یا حتی تجربه پیشینی در امر روابط عمومی یا رسانه نداشتند، باعث شده تا این واحد خاص تبدیل به حیات خلوت، تحلیل ها خاله زنک و کاهش بهره وری شود.
اگر قرار بود تحلیلی متصفانه و علمی از کارایی و اثربخشی کارکنان این واحد صورت می گرفت، شاید نتیجه آن می شد که برآیند کاری و تخصصی افراد این واحد، نهایتا حاصل فعالیت های سخت کوشانه حداکثر ۵ نفر است و بقیه نیروها به عنوان سیاهی لشگر در روند تولید سریال عملکردِ این واحد خاص یه شمار می روند.
البته این پایین بودن بهره وری تنها به واحد روابط ارتباطات و امور بین الملل شهراری ها اختصاص ندارد و تقریبا در همه واحدهای مجموعه مدیریت شهری چنین حجم بالای نیرو را می توانید مشاهده کنید اما آن چه محرز است نبود درایت و یا همان تدبیر میئولیتی است که بتواند از ظرفیت هرکدام از نیروها حتی اگر به قدر کافی متخصص نباشند بهره ببرد.

 

آموزش، آموزش و باز هم آموزش…

یکی از واقعیت ها، اصل بی بدیل آموزش است که اگر هرکدام از نیروها هر روز حضورشان در طبقه زیرین شهرداری ساری، یک جمله هدفمند یا یک تجربه نو در امر رسانه و روابط عمومی می آموختند، امروز شاهد شمشیرزدن های بی حاصل و فضاسازی های غیراثربخش در خروجی واحد ارتباطات شهرداری ساری نبودیم.
باز هم تاکید می کنم، تغییر و تحول نیازمند تخصص و مدیریتی هوشمندانه و پویاست و نمی توان با منطقی سیاست زده و غیردلسوزانه، عده ای جوان جویای نام و نام را مدیریت کرد. از این رو به نظر می رسد، با توجه به عبور از مهلکه انتخابات شورای شهر ششم و تایید آن از سوی نهادهای نظارتی، و نگاه ویژه و عملکردمحور و احیانا نیازمندی به جریان سازی موثر از سوی آقای شهردار، تغییر در مدیریت واحد ارتباطات و تعدیل یا جابه جایی برخی از نیروهای زائد این واحد به واحدهای دیگر ( به خصوص افرادی که از سال های ۹۸ و ۹۹ به این واحد اضافه شدند و قطعا در نقدهای بعدی به این افراد و روند جذبشان هم اشاره خواهیم کرد)، بتواند تا حدی هوای تازه ای بر پیکره شهرداری بدمد.