همه ما در مسیر انسانیت، سوار بر عرشه کشتی اخلاق و ادبیم!

همه ما در مسیر انسانیت، سوار بر عرشه کشتی اخلاق و ادبیم!

 

تهیه و تنظیم : گروه سلامت اجتماعی پایگاه تحلیلی خبری شهرنویس

نگارنده :  کمیل ستوده – سردبیر و فعال اجتماعی

 

به قول مارک تواین شخصیت یک فرد را می‌توان از صفت‌هایی که از روی عادت در گفت‌وگوها استفاده می‌کند شناخت. در درک زبان بدن و گفتار در سنت اهل‌بیت (ع) نیز موارد بسیاری را می‌توان یافت. به‌خصوص آنجا که امامان معصوم در مواجهه با مخاطبان خود با زبانی نرم و ملایم با آنان رفتار می‌کردند. در قرآن مجید نیز خداوند بر زبان نرم و لیّن موسی (ع) در برخورد با فرعون زمانش توصیه‌ کرده است. اما گاهی علیرغم این توصیه‌ها، این روزها شاهد ادبیات گفتاری و رفتاری خشن و بعضا نامناسب از سوی برخی مدیران و مردم هستیم.

هم عرف اخلاق و ادب انسانی و هم شاکله دینی و عقیدتی مردم ما این اجازه را به هیچ فرد یا گروهی نمی دهد، که بی دلیل حرف یا توهینی را به شخص یا گروهی نسبت دهد. بداخلاقی و بازی با آبرو حیثیت افراد در جامعه هم منکری است که می تواند جرمی حقوقی تلقی شود و هم زشتی آن دامن حیای جامعه را بدرد. این امر آن جا اهمیت بیشتر می یابد که گاهی کسانی این بداخلاقی ها را انجام می دهند که خود لباس قانون و فرهنگ را به تن کردن اند و می بایت از حرمت اخلاق و ادب جامعه مراقبت نمایند.

شوراهای شهر و پارلمان، دو نمونه از نهادهایی هستند که گذشته از رسالت اصلی آنان طبق قانون، دارای اعتبار مضاعف مردمی هستند چون مردم به طور مستقیم نمایندگان خود را در این نهادها برمی گزینند و در واقع حفظ و حراست از کیان ادب جامعه جزو  اوجب واجبات این گونه نهادهاست. در این بین نقش رسانه های نیز بسیار حائز اهمیت است که آیا رسالت خود را صرفا در بازتاب ریزو درشت اتفاقات بدانند یا برای خود جایگاهی در فرهنگ جامعه نیز قائل بشوند و برخی گفته ها را از صافی تقوا و ادب و اخلاق نیز بگذرانند!

 به کار بردن برخی الفاظ همچون خائن، دروغ گو، فاسد، ترسو و نظایر این موارد، فارغ از عملکرد آن مقام مسئول، نه‌تنها نمی‌تواند چاره‌ای مشکلات باشد بلکه به‌خودی‌خود باعث نهادینه شدن فرهنگ توهین و تحقیر و حق‌به‌جانب انگاری از سوی شنوندگان می‌شود.

 گسترش فضای ارتباطی مجازی و آگاه‌سازی بیشتر و نه لزوماً کامل شهروندان از روند تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌های حاکمیتی نیز مزید بر علت شده که شاهد روحیه هنجارشکنی اخلاقی در ادبیات مردم و حاکمیت باشیم.

ادب همواره مورد تأکید بزرگان دینی ماست. اگر خواستار جامعه همدلانه و اخلاق مدار هستیم، می‌بایست ادب در گفتار و جوانمردی در رفتار و نیکویی و حسن نیت در اندیشه، از سوی همگان به دقیق‌ترین شکل ممکن رعایت شود. به‌خصوص از سوی مدیران اجرایی و قضایی کشور.

وقتی یک وزیر در هنگام مطالبه گری یک شهروند به او با شوخی و همراه با تکبر حرف ناصحیحی می‌زند و حتی در دفاع از گفتار خود به عذر بدتر از گناه پناه می‌برد سعی در توجیه آن دارد. یا وقتی در گذشته؛ یک مسئول عالی در هنگام سختی و مشکلات مردم به‌جای همدلی و هم‌زبانی با شهروندان به آنان کاملاً جدی پوشیدن لنگ و خوردن نان خشک را توصیه می‌کند و البته قبل از این‌ها هم برخی متولیان عقیده و فرهنگ جامعه، با عبارات عجیبی نظیر خوردن اشکنه به‌جای مرغ، یا ریشه انقلاب ما پایین آوردن قیمت گوجه نبود! و نظایر این‌گونه بیانات؛ همه و همه نشان از فروپاشی ساختار اخلاق و بزرگ‌منشی نباشد، پس گواه چیست؟ شاید عبارت زیبای و به‌جای “الناس علی دین ملوکهم” می‌تواند نشانه‌ای باشد از دلایل ناکارایی سیاست‌های فرهنگی نهادهای متولی فرهنگ و اخلاق در جامعه.

ادبیات توهین در جامعه تا آنجا ریشه دوانیده است که بعضا مشاهده می شود، برخی از روزنامه‌های مدعی اخلاق و دین با تیترهایی سوال برانگیز و عجیب به ارکان مدیریت جامعه، عناوینی نابهنجار را می‌زنند.

آنچه جای تأمل دارد نگاه ابزاری به اخلاق و مباحث دینی و بهره‌برداری سیاسی از موضوعات اجتماعی و حتی تخصصی است. شاید به نظر می‌رسد تنها شاهد مثال این وضعیت بحرانی را در تاریخ اسلام تنها در دسیسه های معاویه بروز عینی داشت. آن زمان که به ناحق همه گونه اقدامات تخریبی را برای تخطئه فرهنگ و ادبیات سرشار از سلامت و انسانیت و صلح دینی بر اساس آموزه‌های پیامبر اسلام انجام داد.

مسائلی همچون برجام و یا تصمیم بر پیوستن به برخی کنوانسیون‌ها و قراردادهای جهانی و نظایر این موارد، نه در کف خیابان و نانوایی‌ها و بلکه باید پشت میز کارشناسان آن حوزه تخصصی و اماکن دانشگاهی و سیاست ورزی گرفته شود. نباید با بسترسازی توهین و تحقیر کشاندن بحث‌های تخصصی در هر نقطه غیر از محل تصمیم‌گیری و نقد و تحلیل و ایجاد فضای خشونت، باعث تلقین روحیه ناامیدی و نخبه کشی در جامعه بشویم.

همه نیروهای مدیریتی و انسانی کشور، در مسیر رشد و توسعه می‌بایست ادب را سرلوحه رفتار و گفتارهای خود قرار بدهند. حکمران و دولت مرد نباید از نقد منصفانه بترسد و مردم نیز باید مطالبه گر باشند. اما باید دانست زبان بدن مدیران و نوع رفتار و گفتار و نوشتار رسانه‌ها و حاکمیت به‌شدت الگوهایی اثربخش در موازنه اخلاق و مدنیت محسوب می شوند.