لباس خبرنگار؛ شرافت است و انصاف…

 

ای کاش می دانستیم،

خبر؛ همچون آتش است هم  درخود شعله می کِشَد و می سوزاند و هم پاک می کند و نورافشانی می کند! اولی زندگی می گیرد و دومی حیات می بخشد…

خبر؛ همچون آب است هم در خود می کِشَد و غرق می کند و هم پاک می کند و شفافیت می بخشد! اولی زندگی می گیرد و دومی حیات می بخشد…

خبر؛ همچون خاک است هم در خود فرو می بَرَد و مدفون می کند و هم پاک می کند و می رویاند! اولی زندگی می گیرد و دومی حیات می بخشد…

خبر؛ همچون هواست هم در خود می کَشَد و بالا می بَرَد و هم پاک می کند و روشن می سازد! اولی زندگی می گیرد و دومی حیات می بخشد…

و در زاویه دید نگارنده این مطلب، خبرنگار؛ رسالتش سپردن مشعل آتشِ آگاهی است به جویندگان دانایی؛

رسالت خبرنویسی فراتر از نگارش ها و ویرایش هاست! او کتابت اندیشه می کند و صدارت قلم!

خبرنگار تجلی انسانی نِی در گفتمان ادبی و هنری عارفانه و عاشقانه مولاناست! ” بشنو از نی چون حکایت می کند / وز جدایی ها شکایت می کند… ”

خبرنگار، پیامبر دانایی است. خبرنگار، صاحب قلم است. خبرنگار صاحب زبان خداست چون قلم زبان خداست!

خبرنگار، امانت دار گوهر عشق است و شرافت؛ چه خبرنگار چه روزنامه نگار و هر چه و چه دیگری، اگر بتواند در اندرون زیروبم های روزگار، رویش ها و خیزش ها را با زبان خدا بنگارد، آن گاه ایزد او را به دیده مهربانی می نگرد و به والاترین درجات عاشقانه معرفت که همان شهادت در راه حق است، دست می یابد.

خبرنویسی زیباست اگر با نگاهی به دور از تعصب های سرکش و تغیرهای جاه طلبانه همراه باشد چرا که این خصائص از هیمنه انسانیت به دورند.

خبرنگاری حرفه نیست بلکه هنر است. نگارش حقیقت و انصاف را نمی توان صرفا در پستوی مال و منال محدود کرد. خبرنگاری هنر است هنری به رنگ شرافت و صدای انصاف!

شاید در مقام والای خبرنگاری بتوان همین جمله را گفت که : اگر نبودند خبرنگاران، شاید بشریت امروز، تاریخ و تجربه نداشت!” زیرا تاریخ به روایت خبرنگاران نگارش شده است. چه با انصاف و چه بی انصاف! چه فاتحان و غالبان چه مغلوبان و مغضوبان!

ای کاش می دانستیم و بدانیم که قلممان، قیمت ندارد! مگر می توان بر زبان خدا و ودیعه عشق قیمت نهاد؟؟

روز خبرنگار بر فاتحان دروازه های حقیقت و انصاف، گوارا و شیرین و خجسته باد