خرچنگ های شادِ مُرداب هم، جَهِش می کنند!

خرچنگ های شادِ مُرداب هم، جَهِش می کنند!

 

واقعاً در این زمانه پردغدغه و سرشار از قال و قیل اهالی سیاست و اقتصاد، هر تحلیلی و نقدی بر عرصه اقتصاد و عرشه سیاست، تنها بیان مکررات است اما هر زمان که سخن از اقتصاد به میان می‌آید از نگاهی دیگر مؤثرترین منبع تولید ثروت، آن چیزی است که علمای اقتصادی، آن را سرمایه اجتماعی می‌دانند.

نگارنده به یاد دارد که در دوره وزیر آموزش‌وپرورش قبلی، فیلم کوتاهی در فضای مجازی پخش شد که در آن آقای وزیر،  در کنار تعدادی از دانش آموزان هنگامی‌که با آن‌ها در مورد احتمال باختشان در صورت بازی با وزیر سخن می‌گوید با پاسخ عجیب یکی از دانش آموزان روبه‌رو می‌شود که “ما که همه‌چیزمان را باختیم؛ این باخت هم روش!”.

و یا این‌که این روزها شاهد اخبار متراکمی از انبوه فسادهای اقتصادی برخی از مدیران سابق یا فعلی هستیم. که همین تا حدی نشان از زخم یک دمل چرکین بر گستره سیاست‌های اقتصادی کشور است. اما آن جیز که به‌هیچ‌وجه نباید آن را دست‌کم گرفت، روحیه امید، نشاط و سرزندگی شهروندان است.

شاید شاخص شادی و نشاط اجتماعی و هرگونه تحلیل دربردارنده علم اقتصادی بر اساس آن در ابتدای امر تا حدی غیرعقلانی به شمار آید. و حتی نظریه‌های اقتصادی همچون عرضه و تقاضا و دست‌های نامریی آدام اسمیت و نظایر آن را برنتابد اما یک تجربه خاص و جالب در تاریخ، مسیر تحلیل‌های اقتصادی را دستخوش تغییر و  بهبود نمود.

در دهه ۱۹۷۰ در پادشاهی کوچک بوتان، اقتصاد آن کشور موردبررسی شدید قرار گرفت. بر اساس بیشتر شاخص‌ها رشد تولید داخلی و درآمد ملی و اشتغال و… به‌کندی پیش می‌رفت. پادشاه بوتان اقدام به کاری غیرعادی کرد. او اعلام نمود که از این به بعد رشد این کشور باید بر اساس این معیارها و شاخص‌ها ارزیابی نشود بلکه با معیار “رشد سعادت یا شادی ملی” سنجیده شود.

در دوره‌های قبل از آن در نگاه بسیاری از تحلیلگران اقتصادی این باور به وجود داشته که تولید ثروت، کلید پیشرفت یک کشور است لذا روی معیارهایی همچون تولید ناخالص داخلی، تورم، بیکاری و…. تمرکز می‌شد.

در سال ۱۷۷۶ رئیس‌جمهور آمریکا اعلام کرد این کشور نه‌تنها باید به دنبال افزایش کیفیت زندگی و رشد آزادی‌های فردی باشد بلکه باید به دنبال یا در جستجوی شادی و نشاط اجتماعی نیز برنامه‌ریزی کند. کشور بوتان با توجه به خط‌مشی‌ای که برای اقتصاد و صنعت خود تعیین کرده بود ( یعنی رشد شادی ملی ) به آن‌چنان رشدی برسد که ازلحاظ رشد اقتصادی و سرعت آن دومین کشور جهان شد.  ۶۰% مردم آن کشور در جنگل زندگی می‌کردند. به همین خاطر به صنعت گردشگری توجه بسیار شد. البته ازنظر آن‌ها گردشگری، شادی و خوشحالی را زیاد می‌کند. به‌گونه‌ای که ثروت آن کشور از اغنیا به فقرا باز توزیع شد. 

بر اساس دیدگاه‌های اقتصادی اگرچه افزایش درآمد در ابتدا نسبت مستقیمی با ایجاد امید و شادی مردم دارد اما بسیاری از تحقیقات نیز نشان می‌دهد وقتی میانگین درآمد افراد در جامعه بدون تقسیم درست ثروت، از حد معینی می‌گذرد، افزایش درآمد، نه‌تنها شادی مردم را متوقف می‌کند بلکه سطح رضایت‌مندی عمومی را نیز کاهش می‌دهد. ریچارد استرلینگ می‌گوید:وقتی ثروتمند می‌شوید، سریعاً به آن عادت می‌کنید و دچار یک چرخه لذت‌گرایانه می‌شوید”

در کشور ما هرساله شاهد حوادث و اتفاقات ناخوشایندی هستیم که همچون سوهانی پیکره نحیف اقتصاد و اجتماع را می‌خراشد و باعث لرزش‌های مداوم امید و نشاط مردم می‌شود. تیتر بسیاری از رسانه‌های عمومی چه در فضای واقعی و چه مجازی سرشار از عناوینی همچون اختلاس، دزدی، قتل و جنایت فردی و جمعی، اعتیاد، فحشا، طلاق و… است. به این موارد حوادث غیرمترقبه‌ای همچون سیل، زلزله، خشک‌سالی و… را نیز بیفزاییم.  حداقل نتیجه این اتفاقات تلخ، کاهش امید و روحیه جمعی مردم و کاهش بهره‌وری و اختلال درروند تولید و اقتصاد است.

اما آنچه می‌تواند باعث جلوگیری از عوارض نامطلوب این‌گونه موارد شود، ایجاد زمینه‌ها و بسترسازی رفاه و شادی و تفریح عمومی است. در ایران سرانه استفاده از فضای سبز حدود ۷ تا ۱۲ مترمربع است و با استانداردهای جهانی که حدود ۲۰ تا ۲۵ مترمربع است، فاصله‌داریم. سرانه امکانات تفریحی و پارک نیز در همه شهرهای کشور و به‌خصوص استان پرتراکم مازندران بسیار پایین است. سرانه ۱ تا ۳ مترمربع فضای سبز و حدود نیم متر پارک و مراکز تفریحی آمار بسیار پایینی برای یک فرد در استان مازندران است. درگذشته مردم بسیار شادتر بودند. هم به لحاظ کلان، با برنامه‌ریزی روی گسترش صنعت گردشگری و حمایت ورزش همگانی و هم به لحاظ خُرد، با ترویج و فرهنگ‌سازی و تجهیز و گسترش اماکن فرهنگی، تفریحی و رفاهی همچون پارک‌ها و فضای سبز، کتابخانه‌ها، موزه‌ها، سالن‌های سینما و تئاتر و ساختن ورزشگاه‌های مجهز می‌توان به تقویت روحیه شادی مردم کمک نمود.

 یادمان باشد اقتصاد فقط راجع به پول نیست بلکه همه‌چیز ازجمله پیشرفت و شادی و امید در یک جامعه را شامل می‌شود. آنچه شتاب‌دهنده جهش در رونق تولید است نه صرفاً یک اقدام موقتی بلکه استراتژی است که بتواند همه جنبه‌های گستره جامعه را در بربگیرد ازجمله شورونشاط اجتماعی و اقتصاد تنها یک حلقه در زنجیره توسعه است.