جشنواره زرشک های طلایی!

جشنواره ای برای هیچ!!!

تهیه و تنظیم : گروه اقتصاد و برنامه ریزی پایگاه تحلیلی خبری مدیریت شهری “شهرنویس”
نگارنده : کمیل ستوده – سردبیر و پژوهشگر اجتماعی

بی هنران را بگو گنج هنر زان ماست / گرچه زملک هنر باهنری می رود
راه رجا بسته نیست گرچه رجایی برفت / ریشه به جا با اگر برگ و بری می رود
راه رجایی به جاست ، شور رهایی به پاست / گرچه ز نام آوران، ناموری می رود

رجایی یه شهید ساده زیست بود. می گویند عمر مدیریتی مناسب برای ابراز وجود یک مدیر حداقل و حداکثر! ۴ سال است اما برای رجایی تنها ۲۸ روز کافی بود تا نام و یادش در سپهر تاریخ معاصر همچون نگینی بدرخشد. او و یار دیرینه اش باهنر از خود کارنامه ای به جا گذشتند که سال ها پس از نبودشان، بودنشان در ادبیات گفتاری مدیران حس می شود. تا جایی که هر سال هم جشنواره ای به عنوان “شهیدرجایی” فستیوالی برای عَرضه سطح عُرضه دستگاه های اجرایی در تکریم موثر ارباب رجوع و کاهش بوروکراسی های اداری و البته خلاقیت های مدیریتی است.

در این جشنواره نما! همه جمعند. شمع و گل و پروانه هم می آیند! تا شاید در تودرتوی لابی گری ها چیزی هم به دستگاه اجرایی آن ها بماسَد تا شاید با گرفتن یک لوح تقدیر یا دیده شدن! بتوانند برای برخی دیگر شمشیرها را از رو ببندند یا این که بعضی ها با دیدنشان ماست ها را کیسه کنند…
وقتی به شاخص های ارزیابی عملکرد دستگاه ها از سوی هیئت ژوری یا همان داوران خودمان! نگاهی می اندازیم، سرمان سوت می کشد گویا قرار است شرکت هایی همچون گوگل و مایکروسافت و گازپروم و شِل و این جورها را ارزیابی کنند. اصلا فرنگی ها را بی خیال! به همین اداره آبفار و اوقاف و پزشکی قانونی و علوم پزشکی و فرهنگ و ارشاد و یک دوجین اداره دیگر برگردیم!
امسال هم چند تا اداره رو به عنوان “برترین ها” گزینش کردند. یکی از اون هاآموزش وپرورش بود. خب؛ الحق والانصاف نیاز به تقدیر هم داشت. هر چی باشه معاونین این اداره سال هاست مثل میخ روی صندلیشون فرو رفتند و این نشون میده کلا در آموزش و پرورش هیچ چیز دَرهَم نیست برخلاف کل کشور یا فلان جا!! یکی نیست بپرسه چه ویژگی در آموزش هیا این اداره ایجاد شد و چه شاخص هایی درنظر گرفته شد که در یک نظام ورشکسته آموزشی، آموزش و پرورش به عنوان سازمان برتر تقدیر میشه!! پس در سازمان های دیگه چه خبره!!
شاید یه دلیلیش اپلیکیشن آموزشی شاد باشه! این هم می تونه دلیل خوبی باشه؛ آخه سال هاست که کلا آموزش و پرورشی ها سرخوش و شادند!! این ویژگیشون هست منظورم مدیران اون جاست! و گرنه معلمان که بندگان خدا، هشتشون گرو نهشون هست!! کافیه شما پرونده های توی دادگستری ها رو که بابت فساد در محیط های آموزشی هست رو مرور کنید تا ببینید که چقدر آموزش و پرورش لایق این جور، تقدیرشدن هاست!

از طرف دیگه آموزش و پرورش تلاش زیادی کرده که بنا به نقل قول مدیرکل امور شهری و روستایی استانداری: آمار ابتلا به کورونا در مدارس، صفر باشه!!! العجب! چقدر بااطمینان!! و عجب درصدی صفر درصد؟؟
آموزش و پرورش رو بیخیال بریم سراغِ فرهنگ ارشاد؛ اگه فرهنگ و ارشاد جایزه نگیره خب پَ کی بگیره!!
مدیرش که رفیق شیشِ والی عالیه! اسمش هم که عباس هست و کلا والی عالی، ارادت خاصی به عباس نام ها داره! از طرف دیگه از زمان صدارت شاه عباس فرهنگ دوست! بر مسند صدارت فرهنگ استان، وضعیت چاپخونه های استان که حسابی ارتقا پیدا کرده، الان مردم هم حسابی اهل مطالعه و کتابخون شدن!
فقط کافیه شما معاونین خانومِ شدیدا پاسخگوی ایشون رو تصور کنید، یه خانومی اون جا هست که همیشه خسته است!! از فرط کار!! سال هاست که میخ شده رو صندلیش! مثل آموزش و پرورش! ایشون حقیقتا شایسته زرشک طلایی هستن!

یکی دیگه از تقدیرشدگان بنیادشهید و امور ایثارگران هست که در قسمت سلامت و رفاه اجتماعی، مورد عنایت والی عالی قرار گرفت! یعنی از بین این همه سازمان و مجموعه ای که در زمینه سلامت مشغول هستند، یک بنیاد، تقدیر میشه و این نشون میده چقدر نقش این بنیاد در مرفه شدن مردم و افزایش سلامت اون ها مهم بوده ها! بگذریم!
از محیط زیست که هر چی بگم کَم گفتم!! اصلا مگه میشه تقدیر نکرد از ایشون! همین که طولانی مدت سکوت می کنند خودش یک نقطه مثبت هست! اصلا مگه میشه از نقش سازمان محیط زیست در مدیریت بر جنگل ها، پاکسازی سواحل، مدیریت زباله، مواضع این سازمان در بحث های منطقه ای مثل انتقال آب دریای خزر و… گذشت؟
این سازمان باید هم لوح تقدیر بگیره؛ همین که کلا آهنگ بی کلامش رو خوب می نوازه، نشون دهنده شایستگیش هست از طرف والی عالی! سازمان اسناد و املاک هم که باید به خاطر خلاقیت هاش در زمینه قله دماوند تقدیر می شد! که شد!!

سال گذشته هم گفتم الان هم می گم؛ یکی دیگه از این تقدیری ها؛ علوم پزشکی خودمون هست که نشون دهنده واقعی همون ضرب المثل معروف هست که “گذر پوست به دباغ خونه می افته”. به هر حال از دید هیئت داوران دارای خلاقیت های خوبی بوده که منتخب شده؛ هم این که آمار کرونایی ها رو با هماهنگی والی عالی ارائه می دادند تا خدای نکرده دُم های خروس پیدا نشند! و مثلا همین سال گذشته، یه بیمار از روی تختش افتاد و مُرد! خب؛ این یعنی چی؟ نشون دهنده اوج خلاقیت هست که قبلا با روش های کلاسیک که مربوط به دوره های اول زمین شناسی می شد و اشاره هم به پارک ژوراسیک داشت و نتیجه اون شد این که نسل دایناسورها منقرض بشه!

الان هم از بس بیمارها با داروهای اشتباه و خطاهای پزشکی مُردند که دیگه این روش ها خیلی پُرتکرار شدند و نیاز بود روش های دیگری هم به کار برده بشه از جمله همین داستان راستان تخت و افتادن از روی اون و احتمالا با همین تُرمز پیش بریم سال بعد هم این دانشگاه و اداره بهداشت تصمیم می گیرند به سبک طنز در حاشیه! با یه چکش بکوبونند تو سر مریض تا ” بیمار مورد نظر برای رسیدگی های پس از مرگ آماده بشه!!” و اما بعد…

اداره بعدی هم سازمان منطقه ویژه اقتصادی بندر امیرآباد بوده که الان پنج سال پی در پی هم به عنوان برترین انتخاب شده بود. فارغ از دعواهای سیاسی که واسه آزاد شدن این بندر استراتژیک در جریان بود، یه نکته مهم بود و اون اینه که بندر امیرآباد شاید بیشتر از خیلی ادارات و سازمان های دیگه پیشرفت هاش به چشم رسانه ها هم می آد و هم اومده؛ مثلا همین “حرکت روبه جلو” یا “محوریت کارگروهی” و شاخص های دیگه ای مثل شفافیت و نظایر اون اون جا بیشتره! چون آب وقتی زلال هست شفافیت بیشتری داره! یا واسه حرکت دادن کشتی ها می بایست کارگروهی انجام بشه و همه کارگرهای اون جا بسیجی وار کنار همدیگه با زور و توانشون کشتی رو به جلو هُل بدن! خلاصه این دو تا دستگاه حسابی شاخص ها رو دارن!
از آبفار و تعاون و… همه رو بخوایم دلایلش برتر شدنشون رو بگیم مثنوی هفت من کاغذ هم کم می آریم! در هر صورت اگر بخوایم لیست کنیم از بهترین ها باید همه اداراتو سازمان ها رو یه جورایی بگنجونیم که امکانش نیست ولی خُب؛

البته من فقط انتقاد و تیکه نمی اندازم، یه پیشنهاد کاربُردی هم دارم! و اون این که هر والیِ عالی که میاد روکار؛ به طور متناوب ماهیانه از یک سازمان، تقدیر کنه که هم این دورهمی، در طول سال پخش یا پهن بشه!! و همه بیشتر لذت ببرن و هم این که دیگه هر اداره ای هم یه بار تقدیر شده باشه!!
بر عکس این جا؛ در فرهنگِ غرب وحشی!! مهم ترین شاخص در تعیین “برترین ها” فقط لابی گری هست مثلا چون ماشین زیر پای فلان مدیر آمریکایی، مازراتی یا فلان و بهمان هست یا تلفن روی میز آقای پرزیدنت فلان مارک هست و از این جور چیزها!؛

اون جا در جشنواره شهید رجاییشون، صرفا به جریان سیاسی یا میزان بودجه ای که بلااستفاده برگشت می دن، نگاه می کنند و “برترین ها” شون رو انتخاب می کنند! آهان راستی حواسم نبود؛ که اون جا اصلا چیزی به نام جشنواره شهید رجایی ندارند و بهره وری یک وظیفه برای اون ها محسوب می شه.
خب من حالا می تونم به ایرانی بودنم بیشتر افتخار کنم و همین دیگه!

If you do not feel comfy with affordable-papers.net your essay, you should not be afraid to bypass the course.